قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
Eliyo Aydin: Das Leben des heiligen Behnam und Sara
 
سرگذشت بهنام و خواهرش سارا

۱_ شروع حادثه

بهنام در زبان ارمنی "نام زیبا" معنی میدهد. شهادت قهرمانانه بهنام در سال 352 مسیحی و در زمان ژولیان Julian امپراطور ملحد بوقوع پیوست. هنگامیکه قسطنطین پسر امپراطور بزرگ کنستانتینوس Konstantinos که یادش گرامی باد فوت کرد، ژولیان خدانشناس قدرت را در دست گرفت. او به تمام مناطق قلمرو خود نامه نوشت و اعلام کرد هر که گردن به اوامر امپراطور ننهد و به مذهب نصرانیان پشت نکند و بت ها را پرستش ننماید بدون ترحم تا زمانیکه عیسی مسیح را حاشا و برای خدایان قربانی نکند شکنجه خواهد گردید و هر که از اوامر امپراطور سرپیچی کند سرش با شمشیر از بدن جدا خواهد گشت. پس از خوانده شدن این دستورنامه بوسیله قاضی ای بیدادگر در نواحی شهر آمیدا Amida به آن ناحیه نیز خسارت وارد گردید. بسیاری از ترس جان عیسی مسیح را انکار کردند. بقیه اما بخاطر اعتقاد عمیق و آتشینشان رنجها را حقیر شمرده و فشار ها را تحمل کردند. آنها آماده بودند بخاطر عشق به مسیح بمیرند اما بخاطر زندگی فانی برای شیاطین قربانی نکنند. در حوزه شهر آمیدا راهبان زیادی وجود داشتند و سرزمین از انجمنهای سرشناس و صومعه های مجلل مملو از مردان دلیر و ریاضت کشان متدین شکوفا بود. هنگامیکه آنها شمشیر برهنه متجاوز را دیدند، شمشیری که تیز گشته بود تا با آن بره های مسیح را ذبح کنند از هیجانی الهی مشتعل گشته و از تمام صومعه ها و انجمنها برای مناظره در صومعه بزرگی واقع در تسوکنین Zuqnin گرد هم جمع شدند، دست در دست هم گذاشته و گفتند: "مردن بخاطر عشق مسیح برایمان بهتر است، زیرا که او بخاطر ما رنج و مرگ را بجان خرید. برادران، همانطور که آن دهان مقدس و رسولانه گفته است، اگر ما با مسیح در رنج باشیم با او نیز تجلیل خواهیم گشت."
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۹ساعت 20:25  توسط سعید از برلین  |