|
قصّه و شعر گاهی شوخیست، گاهی هم بافندهای بازیگوش در خیالم که راست و دروغ را به هم میبافد
|

دروازه حوزه این محله یکسره از بتون بود و توسط دو نگهبان محافظت میشد، نگهبانانی که به من هنگام عبور بصورت مرسوم "راهکرد جسمانی" اعطاء کردند: آنها با اسلحه کمری خود محکم به شقیقه و با لوله تفنگشان به استخوان شانه ام کوبیدند، به موجب مقدمه قانون دولتی شماره یک: پلیس موظف است در برابر هر خطاکاری (منظورشان هر دستگیر شده ای است) در حقیقت آنرا بعنوان یک خشونت حقیقی به حساب آورده و پرونده تشکیل دهد، به استثناء فردی که خطاکار را دستگیر میکند، زیرا به این فرد این سعادت نصیب خواهد شد که هنگام بازجوئی راهکرد جسمانی ضروری را عهده دار گردد."