|
قصّه و شعر گاهی شوخیست، گاهی هم بافندهای بازیگوش در خیالم که راست و دروغ را به هم میبافد
|
ما کوچ کردنمان از مصر را در عید فصح جشن میگیریم، زمانیرا که ما از قرار معلوم قربانی قوانین کار ارتجائیِ فرعون بودیم. بعد از آنکه نیاکانمان سرزمین ظلم و زور را ترک کردند، میبایست مدت درازی در کویر سیر کنند تا با آزادی خو گیرند.
ظاهراً روند عادت کردن به آزادی چهل سال طول کشیده است. اما آدم گاهی چنین حس میکند که این روند هنوز هم به نقطه پایان خود نرسیده است.
شب سیاهی اش را بر خیمه گاه میگستراند. اضطراب و ناآرامی بر فرزندان اسرائیل حکمفرماست. بیش از یکهفته میگذشت که موسی بر بالای کوه بود و کسی از او خبری نداشت و چیزی از او نشنیده بود. بهودیها در دسته های کوچک بیکار ایستاده و با اشتیاق ویژه ای در باره مصیبت های ناگواری که در اثنای کوچ کردن از مصر برایشان رخ داده بود بحث میکردند.
بادِ کویریِ خشکی شن را به گردشی تند میاندازد و از کوه سینا رو به پائین میچرخاند. احشام افسار خود را محکم میکشیدند و در تاریکی و در آن محل متروک غمگین از وحشت نعره سر میدادند. شغالها دزدکی در اطراف اردوگاه میچرخیدند. خنده هایشان تقریباً شبیه خنده انسان بگوش می آمد. کوه در تاریکی شب، بزرگ، گنگ و تهدید آمیز جلوه میکرد.
در یکی از چادرهای بزرگتر گروهی مرد در جامه های رنگین بادیه نشینان ساکت نشسته بودند. آنها به سختی تکان میخوردند و چشمهایشان مرموزانه چشمک میزد. همسرانشان در گوشه ای نشسته و عرق صورت خود را با دستمالهای چرب خشک میکردند.
یکی از مردان با قدی بلند و ریشدار آغاز به صحبت میکند:
"یوخانن Jochanan بده" و ادامه میدهد:"دکتر زالومون Salamon بردارید."
دکتر زالومون برمیدارد، و یوخانن تنومند و مو فرفری شروع به دادن میکند.
از آغاز بعد از ظهر بازی پوکر شروع و هنوز ادامه داشت. در جلو یوخانن دانه های طلا انباشته شده بود.
پینکی گولد اشتاین Pinky Goldstein، همرزمی خشمگین با موهای همیشه ژولیده غرولند کنان می گوید:"شانس با دوست ما یار است. او خیلی خوب ما را تاراج میکند."
صدای همسر یوخانا از گوشه چادر به گوش میرسد:"چه نفعی از آن میبرد. من با آن چه میتوانم بخرم. با این گزینشی که آدم اینجا دارد. بلدرچین یا نان شیرین از آسمان. و برای تنوع نان شیرین از آسمان یا بلدرچین. و بعد دوباره بلدرچین. یک روزی بال در خواهم آورد و از اینجا خواهم پرید. باعث ناامیدیست. نه خیار، نه گوجه، نه پیاز و نه سیر، حتی در عوض تمام طلاهای اسرائیلی ها ..."