قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد

 

کلمات قصارـ ۸

 

۵۷ـ زبان برای هر چیزی خارج از جهان نفسانی فقط میتواند به اشاره مورد استفاده قرار گیرد، اما هرگز نمیتواند حتی تقریبی بگونه ای مقایسه ای از آن استفاده کرد. زبراکه زبان بر طبق جهان نفسانی تنها بر محور مالکیت و روابط آن میچرخد.

 

۵۸ـ آدم تنها وقتی تا حد امکان کم دروغ بگوید تا حد امکان کم دروغ میگوید، نه هنگامیکه آدم تا حد امکان موقعیت کمی برای دروغ گفتن داشته باشد.

 

۵۹ـ پلکانی که در اثر گامها کاملاً سائیده نگشته باشند از نگاه خود پلکان، تنها مقداری چوب بهم وصل شده متروک میباشد.

 

۶۰ـ کسی که از جهان کناره میگیرد باید تمام انسانها را دوست بدارد، زیرا که او از جهان آنها هم کناره میجوید. از این جهت او شروع میکند ماهیت حقیقی انسان را حدس بزند، ماهیتی که تنها میتوان آنرا دوست داشت، بشرطی که آنها هم مردمی موافق باشند.

 

۶۱ـ کسیکه در محدوده جهان همنوع خود را دوست بدارد، از کسیکه در این محدوده تنها خود را دوست میدارد نه بیشتر و نه کمتر بیعدالتی انجام میدهد. تنها این سئوال پیش می آید که آیا حالت اول امکان دارد؟

 

۶۲ـ این حقیقت که جهانی بجز جهان نفسانی وجود ندارد امیدمان را میرباید و به ما یقیق میبخشد.

 

۶۳ـ هنر ما بودنی ست که حقیقت خیره اش ساخته: نور تابیده بر صورتی پس نشسته با دهانی کج کرده یک حقیقت است و نه چیزی بیشتر.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۸ساعت 15:26  توسط سعید از برلین  |