|
قصّه و شعر گاهی شوخیست، گاهی هم بافندهای بازیگوش در خیالم که راست و دروغ را به هم میبافد
|
کلمات قصارـ ۵
۳۷ـ جواب او در برابر این ادعا که شاید مالک چیزیست، جواب نبود، لرزش بود و تپش قلب.
۳۸ـ یکنفر از اینکه چنین راحت مسیر ابدیت را میرود در تعجب بود؛ زیرا که او رو به پائین این مسیر را میرفت.
۳۹ آ ـ به شیطان نمیشود به اقساط پرداخت کرد _ اگر هم بیوقفه آنرا امتحان کنی.
این امکان وجود دارد که اسکندر مقدونی با وجود کامیابی های دوران جوانی در جنگ، با وجود ارتش برجسته ای که او آموزش داده بود، با وجود نیروهائیکه او در خود حس میکرد و همسو با دگرگونی جهان تنظیم بودند، در کنار تنگه داردانل از حرکت ایستاد و هرگز نتوانست قدمی پیشتر نهد و در حقیقت نه از وحشت، نه از سر تردید و نه بخاطر ضعف اراده، بلکه به دلیل گرانش زمین.
۳۹ ب ـ مسیر بیشمار است، آنجا نه چیزی برای رد کردن است و نه چیزی برای قبول کردن و با این وجود هر کس آرنج بچه گانه اش را درون آن دارد. "البته، تو هم باید از این مسیر آرنجین عبور کنی، و این را هرگز فراموش نخواهی کرد."
۴۰ـ فقط تصور ما از زمان است که میگذارد روزی را روز قیامت نام نهیم، در حقیقت آن یک حکومت نظامی ست.
۴۱ـ چنین بنظر میرسد که ناسازگاری جهان خوشبختانه حساب کردنی ست.
۴۲ـ سر مملو از نفرت و کراهت را بر روی سینه خم گردان.