قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد

  

کلمات قصار.  

 

نظارت بر معصیت، رنج، امید و طریق حقیقی

 

۱ـ طریق حقیقی از روی طنابی میگذرد که نه در ارتفاع، بلکه تنگ زمین بسته شده است. اما انگار بجای از رویش گذشتن، بیشتر موجب سکندری خوردن میگردد.

 

۲ـ تمام اشتباهات انسان از ناشکیبائی او برمیخیزد، از یک توقف منظم پیش از موعود و آشکارا به سیخ کشیدن چیزهایِ گویا.

 

۳ـ دو معصیت اساسی در انسانها وجود دارد که بقیه معصیت ها از این دو سرچشمه میگیرند: ناشکیبائی و کاهلی. آنها بخاطر نا شکیبائی از بهشت رانده شدند، و بخاطر کاهلی به آنجا بازنمیگردند. شاید هم فقط یک معصیت اساسی وجود داشته باشد: ناشکیبائی. آنها بخاطر ناشکیبائی رانده شدند، و بخاطر ناشکیبائی بازنمیگردند.

 

۴ـ سایه بسیاری از گوشه نشینان تنها با لیسیدن رودخانه مرگِ به مَد نشسته خود را مشغول میدارند، زبرا که این رودخانه از ما جاریست و هنوز طعم نمکین دریای خودمان را داراست. رودخانه موهایش از تهوع سیخ میشود، جریان آب معکوسی را انتخاب و مردگان را شناور بر آب زنده میسازد. آنها اما خوشبختند، ترانه های شُکر میخوانند و برآشفتگان را نوازش میدهند.

 

۵ـ از یک نقطه مشخص به بعد دیگر راه بازگشت باقی نمی ماند. باید به این نقطه دست یافت.

 

۶ـ لحظه نهائی تکامل انسان همیشگی ست. به این خاطر متقکرین جنبشهای انقلابی به درستی تمام آنچه کهنه است را باطل اعلام میکنند، زیرا که هنوز چیزی اتفاق نیفتاده است.

 

۷ـ یکی از مؤثرترین ابزار فریب نزد شیطان، دعوت به جنگیدن است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸ساعت 0:10  توسط سعید از برلین  |