قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد

 

 

در تردید به سر میبری

وقتی نمیدانی دگر

بالا پائین یا ته به سر است

 

میان دو هجا مصلوبی

و  مدام میپرسی کدام واژه

 کدامین خط؟

 

دل ات بسپار به گوش خود

به دست من

 

دل ات خیس باران دیده است

عطر بهار بوئیده است

 خوب میداند

کدام پیداست

کدام زیباست

 

دست بدستت دادم

تا پلی گردد میان دلمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۸۸ساعت 4:16  توسط سعید از برلین  |