|
قصّه و شعر گاهی شوخیست، گاهی هم بافندهای بازیگوش در خیالم که راست و دروغ را به هم میبافد
|
از ابتدا تا به انتهای بازی هر بار تاس میریخت و آنها هنوز در حال غلطیدن مردد بودند که روی کدام شماره بنشینند؛ تو صدای بشکن زدن مرد را میشنیدی و بعد نوای فراخواندن اعدادی که لازم داشت.
وقتی جریان بازی به نفعش پیش میرفت، تقاضایش از تاس را به زبان آلمانی و با لهجه نیمه برلینی و نیمه ترکی بیان میکرد: "بش اوند سکس بیته شوووون".
اما امان از وقتی که بازی به نفعش نمیچرخید! اول صدای بشکن زدن آمرانه اش از جا میپراندت، بعد داد زدن بر سر تاس و فحش دادن به زبان ترکی ترا گیج میکرد و اگر در این موقع حواست خوب به بازی نمیبود حتماً مهره ای را سریع جابجا میساخت.