|
قصّه و شعر گاهی شوخیست، گاهی هم بافندهای بازیگوش در خیالم که راست و دروغ را به هم میبافد
|
شاخه شکوفه ها
همیشه به عقب و جلو
تلاش میکند شاخه شکوفه ها در باد،
همیشه به بالا و پائین
تلاش میکند قلبم مانند یک کودک
میان روزهای سیاه و سفید،
میان ابرها و نفی کردنها.
تا شکوفه ها پراکنده شوند
و شاخه به بار بنشیند،
تا قلب از کودکی اشباع گردد،
به آرامش برسد و اعتراف کند:
بیهوده نبود بازی پر آشوب و پر شوق زندگی.