قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد

پدر مؤدبانه سلام لند لندانه او را پاسخ می دهد و من هنگامی که هانس در کالسکه کوچک از خواب بیدار شده و آهسته چشمان خود را گشوده بود با هیجانی خاص صحنه گفتگوی بین این دو مرد را که تفاوتشان کاملاً مشهود بود تماشا می کردم.

و از آن جالب تر لهجه دار صحبت کردن یکی و منظم و با تأکید بر گویش دقیق نفر دیگر را احساس کرده و این را به عنوان بیان یک تضاد باطنی و آشکار شدن آن دیوار همیشگی میان پدر و دیگران می دیدم.

از سوی دیگر دیدن رفتار محترمانه پدر که بدون امتناع و یا کنار کشیدن خود آن گدا را از نظر انسانی مانند برادری پذیرا گشت برایم هیجان انگیز و زیبا بود.

مرد غریب حالا سعی می کرد پس از چند جمله ی رد و بدل شده دل پدر را با وصف کردن فقر، گرسنگی و بدبختی خویش به دست آورد. چنین به نظر می آمد که گدا حدس زده بود پدرم مردی مهربان و خوش قلب است و می توان او را به راحتی تحت تأثیر قرار داد.

نوع سخن گفتنش چیزی مانند آواز و عجز در خود داشت، طوریکه انگار از احتیاج خود به آسمان شکایت می کند: نه تکه نانی دارد، نه سرپناهی، نه جای سالمی در کفش، و این مصیبتی ست، او دیگر نمی داند به کجا باید مراجعه و طلب کمک کند، مدت زیادی ست که پول در جیب خود نداشته است و او تقاضای مقدار کمی پول دارد.

 

او از کیسه به جای جیب نام برد، در حالی که پدرم در جواب خود لفظ جیب را ترجیح داد. به علاوه من موزیک و حرکت صورت را بیشتر از کلمات رد و بدل شده بین آن ها می فهمیدم.

خواهرم آدله دو سال از من بزرگتر بود و در باره پدر بهتر و بیشتر از من اطلاع داشت. او چیزی می دانست که هنوز من در آن زمان نمی دانستم؛ و آن این بود که پدرمان تقریباً هرگز پول به همراه نداشت و اگر گاهی در جیب پولی داشته آن را تا اندازه ای با درماندگی و بی دقتی خرج می کرده و به جای ورشو پول نقره ای و به جای سکه های کوچک سکه های بزرگ می بخشیده است.

آدله شک نداشت که پدر پولی با خود به همراه ندارد. اما من برعکس تمایل و توقع داشتم که بعد از اوج گرفتن صدا و زار زدن و نوحه خوانی گدا پدر دست در جیب خود کرده و مشتی سکه در دستان مرد بگذارد و یا در کلاه او بریزد، آنقدر زیاد که بتواند نان و پنیر و کفش و چیز هایی که مرد غریب بدان محتاج است بخرد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 12:35  توسط سعید از برلین  |