قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد


همه چیز خوب است، همه چیز. این برای همه کسانی خوب است که می‎دانند همه چیز خوب است. اگر انسان‎ها می‎دانستند که وضع‎شان خوب است سپس می‎توانست وضع‎شان خوب باشد. اما تا زمانی که آنها این را نمی‎دانند وضع‎شان هم خوب نخواهد بود. این کل اندیشه است، کل مفهوم، مفهوم دیگری اصلاً وجود ندارد.

***
همه چیز خوب است. انسان از این رو ناخرسند است چون نمی‎داند که خوشبخت است. فقط به این خاطر. این همه چیز است، همه چیز! کسیکه این را درک کند بلافاصله خرسند می‎گردد، فوری در همان لحظه.

***
از صد خرگوش هرگز اسبی بوجود نمی‎آید و از صد دلیل مشکوک هرگز یک اثبات جرم.

***
در نزد واقع‎گرایان ایمان از معجزه برنمی‎خیزد بلکه معجزه از ایمان می‎آید.

***
برادران، در برابر گناه انسان وحشت نکنید، انسان را در گناهش هم دوست بدارید، زیرا فقط چنین عشقی می‎تواند بازتابی از عشق خدا و بالاترین عشق زمینی باشد.
تمام مخلوقات خدا را، کل جهان و همچنین هر دانه شن بر روی زمین را دوست بدارید. هر برگ درخت را، هر پرتو نور خدا را دوست بدارید. به حیوانات عشق بورزید، عاشق گل و گیاه باشید و هر چیز را دوست بدارید. ابتدا وقتی تو هر چیز را دوست بداری اسرار خدا در چیزها برایت فاش می‎گردند.

*** 
این تقریباً چیزی‎ست مانند در دین: هرچه وضع یک انسان در زندگی بدتر باشد، یا هرچه یک خلق بیشتر تحت ستم و فقیرتر باشد سپس انسان با لجاجت بیشتری از پاداش در بهشت خواب می‎بینند، و سپس وقتی صدها هزار روحانی تمام تلاش‎شان را بکنند و در آتش رویاهائی که آنها برای گمانه‎زنی خود نیازمندند بدمند، به این ترتیب ... من آنها را کاملاً درک می‎کنم.

***
خنده نیاز به خوب و ساده بودن دارد، اکثر انسان‎ها اما کینه‎جویانه می‎خندند.

***
زندگی یک بهشت است و ما همه در بهشتیم، ما فقط نمی‎خواهیم این را بپذیریم؛ اما اگر مایل به پذیرشش می‎گشتیم بنابراین می‎توانستیم فردا در بهشت باشیم.

***
زندگی درد است، زندگی ترس است، و انسان ناخشنود است. حالا همه چیز درد است و وحشت. حالا انسان زندگی را دوست می‎دارد زیرا که او درد و وحشت را دوست دارد. حالا زندگی برای ترس و درد داده می‎شود، و دروغ در این قرار دارد. حالا انسان هنوز آن انسان نگشته است. اما یک انسان تازه بوجود خواهد آمد، یک انسان سعادتمند و مغرور. کسیکه زندگی کردن یا زندگی نکردن برایش کاملاً یکسان شود او انسان تازه‎ای خواهد گشت. کسیکه بر درد و ترس پیروز گردد خودش خدا خواهد بود، اما سپس خدای دیگری وجود نخواهد داشت.

***
این یک معجزه است که چنین فکری ــ فکر ضرورت خدا ــ توانسته به ذهن یک حیوان وحشی و شریری مانند انسان خطور کند. این فکری بسیار مقدس، بسیار مؤثر، بسیار خردمندانه و بسیار پر افتخار برای انسان‎هاست.

***
اما چنین به نظر می‎آید که کندی خاص ذهن یک ویژگی ضروری هر مال اندوز جدی‎ای باشد.

***
من هرگز در تمام عمرم به یک آدم بی خدای واقعی برنخورده‎ام. بجای آن فقط با آدم‎های ناآرام دیدار داشته‎‎ام.

***
هرکس فقط مراقب خود است، و جالب‎تر از همه کسی زندگی می‎کند که بتواند به بهترین وجه به خود دروغ بگوید.

***
آدم می‎تواند در یک ایده اشتباه کند اما آدم نمی‎تواند با قلب اشتباه کند.

***
آدم می‎تواند خیلی چیزها را ناآگاهانه بداند، به این نحو که آدم آنها را فقط حس می‎کند، اما نمی‎داند.

***
بعضی از مردم در خشم خود سخت‎تر از سنگ‎اند، قلب‎شان اما پر از رویاهای تخمیری‎ست.

***
آدم نباید برای رسیدن به کمال ابتدا بسیاری از چیزها را درک کرده باشد! وقتی ما به سرعت درک می‎کنیم بنابراین احتمالاً دقیق درک نکرده‎ایم.

***
وقتی آدم عاشق است رنجیده گشتن را مدتی طولانی به خاطر نمی‎سپرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:19  توسط سعید از برلین  |