قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد


تمام بخش‎های ملت به ساختن کشورمان مشغولند تا از آن یک معجزه بسازند. و این اجازه می‎دهد که من با امید به خواب روم. من برای یک لحظه هم شک نمی‎کنم که با یک لبخند بر لب به ابدیت خواهم پیوست.

***
با یک در آغوش گرفتن هم می‎شود حریف سیاسی را ناتوان از حرکت گرداند.

***
بزرگ‎ترین شهرت (شایستگی) در سقوط نکردن نمی‎باشد، بلکه در این است که هر بار وقتی سقوط می‎کنیم دوباره برخیزیم.

***
خوبی انسان شعله‎ای‎ست که قادر به پنهان گشتن است اما توانا به خواموش شدن نمی‎باشد.

***
یک ذهن سالم و یک قلب سالم همیشه ترکیبی‎ست گیرا.

***
چیزی که در حین مذاکره آموختم این بود: تا وقتی من خودم را تغییر نداده باشم نمی‎توانم دیگران را تغییر دهم.

***
نپذیرفتن حقوق انسانی یک انسان یعنی بی اعتنائی به انسانیت وی.

***
یکی از مشکلاتی که مرا در زندان عمیقاً به خود مشغول می‎ساخت تصویر نادرستی بود که من ناخواسته در جهان پخش کرده بودم: مردم مرا بعنوان فردی مقدس در نظر می‎‏گرفتند. اما من مقدس نبودم، حتی اگر هم فرد مقدس را گناهکاری که در پی بهبود خود می‎ باشد تعریف کنیم.

***
همیشه همه چیز غیر ممکن به نظر می‎رسد، تا اینکه آدم آن‎ها را انجام دهد.

***
تاریکی‎مان ما را نمی‎ترساند بلکه این نور ما است که باعث وحشت‎مان می‎گردد.

*** 
من با گرسنگی برای آزادی متولد نگشته‎ام. من آزاد متولد شده‎ام ــ آزاد به هر نوعی که قادر به شناختش بودم. آزاد برای دویدن بر روی مزارع نزدیک کلبه مادرم، آزاد برای شنا کردن در آب روشن رودی که از میان روستایم جاری بود، آزاد برای سرخ کردن ذرت در زیر ستاره‎ها و سواری کردن بر پشت پهناور بوفالو که یورتمه می‎رفت. (...) ابتدا هنگامیکه متوجه گشتم آزادی کودکیم فقط یک توهم بوده است و آزادیم را مدت‎هاست که به سرقت برده‎اند شروع به احساس گرسنگی برای آزادی کردم.

***
من بر علیه سلطه سفیدها مبارزه کردم، و من بر علیه سلطه سیاهان جنگیدم. عزیزترین ایده‎آلم یک جامعه آزاد دموکراتیک است که در آن همه در هماهنگی و با شانس برابر زندگی کنند. من امیدوارم به اندازه کافی زندگی کنم تا به این نایل گردم. این ایده‎آلی‎ست که اگر ضروری گردد آماده‎ام به خاطرش بمیرم.

***   
من آموخته‎ام که شجاعت فقدان ترس نمی‎باشد، بلکه پیروزی بر ترس شجاعت است. یک انسان شجاع کسی نیست که احساس ترس نکند، بلکه کسی که بر این ترس پیروز گردد شجاع می‎باشد.

***
من اینجا در برابر شما بعنوان پیامبر نایستاده‎ام، بلکه بعنوان خدمتکاری فروتن از شما، از خلق. تنها فداکاری خستگی ناپذیر و قهرمانانه شما حضور مرا امروز در اینجا ممکن ساخته است. به این دلیل من باقی مانده عمرم را در دست‎های شما قرار می‎دهم.

***
من کاملاً واضح می‎دانستم که باید ظالم هم مانند مظلوم آزاد باشد. انسانی که آزادی انسان دیگر را می‎رباید اسیر نفرت خویش است، او در پشت میله‎های پیشداوری‎ها و تنگ‎نظری‎هایش زندانی‎ست. (...) هنگامیکه من از درهای زندان خارج گشتم این برنامه من بود: آزاد ساختن همزمان ظالم و مظلوم.

*** 
هیچکس برای متنفر گشتن از انسانی دیگر متولد نمی‎گردد. انسان‎ها باید متنفر گشتن را بیاموزند و وقتی آنها قادر به آموختن تنفرند بنابراین می‎توان به آنها دوست داشتن را هم آموزش داد، زیرا عشق بسیار طبیعی‎تر از نفرت قلب انسان را درک می‎کند.

***
و اگر ما نور خود را ظاهر سازیم ناخودآگاه به دیگر انسان‎ها اجازه می‎دهیم که همین کار را انجام دهند.

***
ناکافی بودنمان عمیق‎ترین وحشت ما نمی‎باشد. عمیق‎ترین وحشت ما این است که بیش از اندازه قدرتمند باشیم.

***
وقتی تو با انسانی به زبانی صحبت کنی که آن را می‎فهمد به ذهنش راه می‎یابی و وقتی با زبان خودش با او صحبت کنی به قلبش.

***
وقتی آدم از کوه مرتفعی صعود کرده باشد درمی‎یابد که هنوز کوه‎های دیگری برای صعود وجود دارند.

***
اگر ما از وحشت خود رهائی یافته باشیم حضورمان به طور خودکار دیگران را رها می‎سازد.

***
اگر می‎خواهی پی ببری که آیا خود را تغییر داده‎ای باید به محلی بازگردی که بی تغییر مانده است.

***
ما همه همانطور که کودکان می‎درخشند برای درخشیدن تعیین گشته‎ایم.

***
ما متولد گشته‎ایم تا شکوه و جلال خدا را که در ماست آشکار سازیم.

***
ما جامعه‎ای خواهیم ساخت که در آن همه مردم آفریقای جنوبی، سیاهان و سفیدها بدون ترس در قلب‎هایشان و مطمئن از حق کرامت انسانی‎شان بتوانند سرافراز باشند ــ یک ملت رنگین کمان در صلح با خود و با تمام جهان.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 12:12  توسط سعید از برلین  |