در این جهان بی در و پیکر دلقکتر از فردی که از خود تعریف
میکند خودش میباشد.
***
فقط ابلهان برای ابلهان تره خرد میکنند.
***
البته همسران پادشاهان برجسته باید هم زنان برجستهای بوده
باشند!
***
پدرم بیش از چهار ساعت در شبانه روز نمیخوابید و بقیه
ساعات روز را برای درآوردن پول کار میکرد تا از پس مخارج خود و همسر و شش فرزندش
برآید.
من در مجموع کمتر از او میخوابم و بیشتر از او به کار
مشغولم، با این وجود اما همیشه پسرم مرا به رستوران دعوت میکند.
***
میپرسه چرا خودتو مرتب رو صندلی مثل میمونها میجنبونی.
میگم بی ادب، اولاً اسم این کار جنبوندن نیست بلکه
رقصیدنه، اونم نه رقص معمولی، بلکه نام حقیقیش رقص روح و بدنه.
دیوونه نمیدونه اگه این کار رو نکنم بعد از چند
ساعت نشستن دیگه نمیتونم از جام جم بخورم.
***
آنقدر مسخره گشتم و آنقدر آشکار و در نهان مسخره کردم که
قسمت اعظم زندگیم به شکل کاملاً مسخرهای در حال گذر است.
***
آنقدر حسادت کردم که پشیمانی پس از اظهار انزجار ترکم کرد.
***
آدم ابله برای نجات حقیقت دروغ را مباح میپندارد،
آدم ابلهتر زندگیش از مباحات پر است،
ابلهترین آدم زندگیش همیشه از حقیقت خالیست.
***
میگوید انسان قاتل است و قادر به عاشق گشتن!
او دروغ میگوید، همه این را میدانیم!
***
آزادی،
ای واژه جادوئی،
چه آسان بر زبان روان میگردی،
چه سخت به دست میآیی،
چه بی تابی وقتی در بندی،
و چه سخت غمگین میگردی
وقتی باد نامت را از یادها میبرد.
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 16:53 توسط سعید از برلین
|