قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد


هرآنچه با دست خدا پدید آمده خوب است؛ تمام چیزها در زیر دست‎های انسان زوال می‎یابند.

***
مردم بعنوان بردگان و اربابان خودخواهی خویش زندگی خود را می‎گذرانند، نه بخاطر زندگی کردن، بلکه بخاطر قبولاندن به دیگران که آنها زندگی کرده‎اند.

***
اما با وجود عدم فعالیت بدنی روحم هنوز فعال است، هنوز هم افکار و احساسات تولید می‎کند و چنین به نظر می‎رسد که زندگی درونی و اخلاقی‎اش توسط انقراض تمام دلبستگی‎های زمینی و زمانی رو به افزایش نهاده است.

*** 
توهین استدلال کسانی‎ست که دارای هیچ استدلالی نمی‎باشند.

***
کمبود فقر نیست، فقر یعنی درخواست کمبودهایت.

***
اولین و مهم‎ترین چیزی که یک کودک باید بیاموزد تحمل درد و رنج می‎باشد.

***
پولی که صاحبی ابزار آزادی‎ست؛ پولی که در تعقیبش باشی ابزار بندگی‎ست.

***
زندگی کوتاه است ... زیرا از این زمان کوتاه برای ما تقریباً وقتی باقی نمی‎ماند تا از آن لذت ببریم.

***
با سختی چیزی را بدست آوردن روح را حقیر می‎سازد.

***
شخصیت خود را با اعمال بزرگ نشان نمی‎دهد؛ طبیعت انسان با کارهای جزئی خود را نمایان می‎سازد.

***
روح هم مانند بدن نیازهای خود را داراست.

***
تجمل نه تنها ثروتمندان بلکه همچنین فقرا را فاسد می‎سازد، ثروتمندان را توسط تصاحب و فقرا را توسط شهوت پرستی؛ او وطنش را به کشوری ضعیف و پوچ تبدیل می‎کند و دیگری شهروندان کشورش را به برده ساختن یکدیگر تشویق و همه را برده پیشداوری می‎سازد.

***
انسان آزاد متولد می‎گردد، و همه جا در زنجیر است.

***
سلیقه بد به محض مد شدن سلیقه خوبی می‎گردد.

***
مؤمن واقعی می‎داند که کافر هم یک انسان است، و او هم می‎تواند یک انسان عادل باشد، و بنابراین می‎تواند بدون شریر گشتن در سرنوشتش شرکت جوید.

***
آزادی انسان در این نیست که او بتواند هر کاری را که می‎خواهد بکند، بلکه آنچه را که مایل به انجام دادنش نیست نکند.

***
هنر سؤال کردن آنطور هم که مردم فکر می‎کنند آسان نیست؛ این بیشتر هنر اساتید می‎باشد تا هنر دانش‎آموز. آدم باید بسیار آموخته باشد تا بتواند در باره آنچه نمی‎داند سؤال طرح کند.

***
عشق به مدها سلیقه‎ای بد تولید می‎کند، زیرا که چهره‎ها با مدها تغییر نمی‎یابند.

***
انسان‎ها اما به دلیل ندانستن‎شان در اشتباه نیستند، آنها در اشتباهند زیرا خود را فردی آگاه می‎پندارند.

***
طبیعت ما را هرگز نمی‎فریبد. این ما هستیم که خود را فریب می‎دهیم.

***
طبیعت می‎خواهد که کودکان قبل از بزرگسال گشتن کودک باشند.

***
استقلال و آزادی انسان کمتر به قدرت اسلحه‎اش بلکه بیشتر به معتدل ساختن قلبش بستگی دارد. کسیکه آرزوی کمی دارد کمتر وابسته است.

***
عمل زشتی را که ما الساعه انجام داده‎ایم رنج‎مان نمی‎دهد، بلکه خیلی دیرتر وقتی به آن فکر می‎کنیم، زیرا خاطره‎اش هرگز خاموش نمی‎گردد.

***
فقط یک دروغ معروف معلم در برابر شاگردش می‎تواند تمام محصول آموزش و پرورش را از بین ببرد.

***
همیشه به یاد داشته باشید که در زندگی زناشوئی هم لذت بردن وقتی مشروع است که تمایل مشترک باشد. فرزندان من از این نترسید که این قانون شما را از یکدیگر جدا می‎سازد؛ خیر، این قانون باعث هوشیارتر شدن‎تان می‎گردد تا با هم خوش باشید و از بیش از حد اشباع گشتن بپرهیزید.

***
احترام گذاشتن همیشگی به مردم ارزشمندتر از گه گاه تحسین کردن‎شان می‎باشد.

***
این در طبیعت انسان است که ضروریات چیزها را صبورانه تحمل کند، اما نه نیات شرورانه دیگران را.

***
این ممکن است موجب ضرر یا نفع من گردد، من از اینکه همانطوری دیده شوم که می‎باشم نمی‎ترسم.

***
سلیقه هنر درک چیزهای کوچک است.

***
نیاز مطمئناً معلم بزرگی‎ست اما حق‎التدریسش گران می‎باشد.

***
سعادتمند کسی‎ست که بر لبه پرتگاه خود را می‎شناسد و از سقوط جلوگیری می‎کند.

***
من توسط عادات بدم برده‎ام و آزاد توسط ناراحتی وجدان خویش.

***
در قلب انسان‎ها بازی طبیعت زنده است؛ دیدنش را باید احساس کرد.

***
مسیحیت با تعیین چنین مطالبات بالائی خود را غیر قابل اجراء و بی فایده می‎سازد.

***
تربیت کودکان یک حرفه است، حرفه‎ای که در آن برای بدست آوردن زمان باید آگاه به وقت از دست دادن باشی.

***
زندگی نفس کشیدن نمی‎باشد، زندگی عمل کردن است؛ یعنی اندام، حواس، توانائی‎ها، خلاصه، تمام قسمت‎های خویش را که احساس بودن به ما می‎بخشند مورد استفاده قرار دهی. آن انسانی که زندگی طولانی کرده بیشترین عمر را نکرده بلکه کسی که زندگیش را بیشتر احساس کرده است.

***
فقط با انجام دادن کارهای خوب می‎توان خوب گشت.

***
فقط یک کتاب در برابر تمام چشم‎ها باز قرار گرفته است، کتاب طبیعت.

***   
در ضمن کثرت اعدام‎ها همواره نشانه‎ای از ضعف یا مسامحه‎کاری در درون دولت است.

***
برای نوشتن یک نامه عاشقانه خوب باید بدون آنکه بدانی چه می‎خواهی بگوئی شروع کنی و بدون آنکه بدانی چه گفته‎ای آن را به پایان ببری.

***
بسیاری از کودکان دارای پدران و مادرانی سخت تربیت‎پذیرند.

***
کسیکه قصد رسیدن به مقصد دارد می‎تواند با دلیجان براند، اما کسیکه به درستی مایل به سفر است باید پیاده برود.

***
کسی که قادر به تحمل رنج کوچکی نیست باید برای آمدن رنج‎های بزرگ آماده باشد.

***
نمایاندن خود همانطور که طبیعت ما را خلق کرده است مهم می‎باشد، ما اغلب آنطوری هستیم که همنوعان‎مان می‎خواهند.

***
اگر مایلیم که در صلح زندگی کنیم بنابراین باید صلح از درون خود ما بیاید.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ساعت 2:48  توسط سعید از برلین  |