قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد


تمام اندیشه‎ها اگر که صادقانه باشند قابل احترامند.

***
انسان بجز چگونه زندگی کردن همه چیز را کشف کرده است.

***
در فوتبال همه چیز با حضور تیم رقیب بی سبب پیچیده می‎گردد.

***
ضمیر خودآگاه آنچیزی‎ست که نیست و نه آنچیزی که می‎باشد!

***
انسان چیزی نیست بجز طرح خویش؛ او فقط در اندازه‎ای که خود را گسترش می‎دهد وجود دارد.
***
فرد حساس به این خاطر یا آن خاطر رنج نمی‎کشد، بلکه فقط به این خاطر چون هیچ چیز در این جهان قادر به سیراب ساختن عطش اشتیاقش نمی‎باشد.

*** 
فرد خردمند هرگز نمی‎گوید که چه می‎کند، اما او هرگز کاری نمی‎کند که قادر به گفتنش نباشد.

***
جوانان بخاطر آینده درد غربت دارند.

***
جوان می‎خواهد که به او دستور دهند تا بتواند نافرمانی کند.

***
ساعت سه صبح برای آنچه قصد انجامش را داری همیشه زود و همواره دیر می‎باشد.

***
بسیاری از نگرانی‎ها متشکل از وحشتی بی اساسند.

***
یک حزب همیشه فقط یک وسیله می‎تواند باشد. و همیشه فقط و فقط یک هدف وجود داد: قدرت.

***
مردم بسیاری در جهان وجود دارند که خود را در جهنم احساس می‎کنند، زیرا آنها به شدت تابع قضاوت دیگرانند.

***
من همه آنچیزی را که می‎خواستم بدست آوردم اما نه هرگز آنطور که مایل بودم.

***
آدم می‎تواند حتی گذشته را تغییر دهد. مورخان این را مرتب اثبات می‎کنند.

***
آدم نباید دو بار مرتکب یک حماقت گردد، بالاخره حماقت‎های دیگر هم به اندازه کافی وجود دارند.

***
شاید زمان زیباتری وجود داشته باشد، اما این زمان همان زمان ماست.

***
عید پاک: جشن شادی‎ست. متأسفانه در این جشن کم می‎خندند.

***
وقتی آدم امروزه دستآوردهای علم پزشکی را می‎بیند غیر ارادی از خود می‎پرسد: مگر مرگ دارای چند طبقه می‎باشد؟

***
وقتی دو فیلسوف به هم برخورد می‎کنند منطقی‎ترین کار این است که به هم فقط <صبح بخیر> بگویند.

***
کسانیکه احمق‎ها بر ضدشان می‎باشند قابل اعتمادند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 18:55  توسط سعید از برلین  |