قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد


چشم چیز واقعاً فوق‎العاده‎ای‎ست. آدم باید از چشم‎هایش آنطور که من از چشم‎هایم که حالا به دوربین روانگردان نرمی تبدیل شده‎اند استفاده کردم استفاده کند. من می‎توانم به چشم‎هایم دستور دهم که از تخیلات ذهنم عکس بگیرند.

***
بزرگ‎ترین بدی جوانان امروز در این است که آدم دیگر بخشی از آنها نمی‎باشد.

***
اینکه من در هنگام نقاشی کردن معانی تصاویرم را درک نمی‎کنم بدین معنی نیست که آنها دارای معنی نمی‎باشند. برعکس، آنها چنان معنای عمیق، پیچیده، همآهنگ و ناخواسته‎ای دارند که از تجزیه و تحلیل ساده یک دریافت ناگهانی و منطقی فرار می‎کنند.

***
تنها تفاوت بین من و یک دیوانه در این است که من دیوانه نیستم.

***
تفاوت بین خاطرات واقعی و غیر واقعی شبیه به الماس است: کپی تأثیری اصلی‎تر و درخشان‎تر می‎گذارد.

***
دو اتفاق خوب و بزرگی که برای یک نقاش می‎تواند رخ دهد عبارتند از: یک ـ اسپانیائی باشد، دو ـ دالی نامیده شود.

***
عاقبت یک روز آدم رسماً اعتراف خواهد کرد که آنچه ما واقعاً غسل تعمید داده بودیم توهم بزرگ‎تری از جهان رؤیاهاست.

***
پاها و ساعدهای یک زن باید عریانگرائی زیبائی داشته باشند.

***
من پیکاسو را تحسین می‎کنم. هیچکس مانند او رنگ و روغنش را گران نفروخت.

***
من تنها هنرمندی‎ام که طبیعت آن را کپی کرده است.

***
در وداع تولد خاطره جای دارد.

***
تفاوت هنر و بازی فوتبال در این است: در بازی فوتبال در موقعیت آفساید بیشترین گل‎ها زده می‎شود.

***
هر روز صبح پس از بیدار گشتن از سالوادور دالی بودن لذت والائی می‎برم و سپس با شگفتی فراوان از خودم می‎پرسم که امروز این دالی دوباره چه کار شگفت‎انگیزی انجام خواهد داد.

***
مدل‎های نقاشی باید تلاش کنند که شبیه به پرتره دیده شوند.

***
یک مرد بدون سبیل مردی‎ست که لباس درستی نپوشیده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ساعت 2:45  توسط سعید از برلین  |