قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
 
چهل سال اول زندگی به ما متن را می‎دهد، و سی سالی که به دنبالش می‎آید تفسیر متن را.
 
***
در پیری هیچ تسلی زیبائی وجود ندارد، مگر آنکه آدم تمام نیروی آثار جوانی‎ای را که پیر نمی‎گردند حفظ کرده باشد.
 
***
زندگی از نقطه نظر جوانان یک آینده بی نهایت طولانی‎ست؛ از نقطه نظر سالخوردگان اما یک گذشته بسیار کوتاه است. آدم باید پیر گشته باشد، یعنی مدت درازی زندگی کرده باشد، تا بتواند درک کند که زندگی چه کوتاه است.
 
***
برای اینکه آزادنه و با کمال میل ارزش دیگران را تشخیص داده و آنها را به حساب آوریم، باید خودمان دارای ارزش باشیم.
 
***
هر حمله‎ای که مردی را از پای در نیاورد، او را قوی می‎سازد.
 
***
هنر معماری موسیقی منجمد شده است.
 
***
دوستان خود را صادق می‎نامند، اما دشمنان صادقند.
 
***
آدم باید مانند اندک افرادی که فکر می‎کنند فکر کند، و حرف بزند، همانطور که اکثر مردم می‎زنند.
 
***
اثبات یعنی بازیافت ابهام چیزهای تأیید گشته.
 
***
بد نمی‎شد اگر آدم می‎توانست با خریدن کتاب وقت خواندن آن را هم بخرد. اما آدم اکثراً خرید کتاب‎ها را با از آن خود کردن محتویات آنها اشتباه می‎گیرد.
 
***
عالمان آنهائی هستند که از کتاب‎ها آموخته‎‎اند؛ متفکرین، نوابغ، روشن کنندگان جهان و حامیان نژاد بشر اما آنهائی هستند که مستقیماً از کتاب جهان آموخته‎‎اند.
 
***
قرون وسطی به ما نشان داده است که فکر بدون آزمایش ما را به کجا می‎تواند بکشاند، اما قرنی که در آن هستیم به ما نشان می‎دهد که آزمایش بدون فکر کردن ما را به کجا می‎کشد.
 
***
اشتباه آلمانی‎ها این است که آنچه را جلوی پایشان قرار دارد در ابرها می‎جویند.
 
***
دوستی حقیقی چیزی‎ست مانند مارهای عظیم‎الجثه‎ای که آدم نمی‎داند آیا آنها افسانه‎اند یا در یک جائی وجود دارند.
 
***
مفید بودن نابغه برای زندگی عملی به اندازه مفید بودن یک تلسکوپ در تآتر است.
 
***
بزرگ‎ترین حماقت قربانی کردن سلامتی‎ست، بخاطر هرچه می‎خواهد باشد.
 
***
ایمان مانند عشق است: ایمان اجازه مجبور ساختن خود را نمی‎دهد. به این خاطر اقدام بی فایده‎ای خواهد بود اگر بخواهیم ایمان را توسط تدابیر قانونی به کار بریم یا آن را استحکام بخشیم.
 
***
یک بالش بادی، ممکن است که چیزی درونش نباشد، اما فشار زندگی را نرم‎تر می‎سازد.
 
***
هر کلمه اضافه‎ای بر خلاف هدف خود عمل می‎کند.
 
***
هیچ موجودی بجز انسان بخاطر حضور خود تعجب نمی‎کند.
 
***
فقط تعداد اندکی از نویسندگان  مانند معماری که نقشه تک تک اجزا ساختمان را قبل از ساختن طرح ریزی می‎کند می‎نویسند، بیشتر آنها طوری می‎نویسند که انگار دومینو بازی می‎کنند.
 
***
جهان متمدن ما بالماسکه بزرگی بیش نیست.
 
***
موسیقی لحنی‎ست که جهان متنش است.
 
***
هر جوان احمقی می‎تواند یک سوسک را لگد کند. اما تمام پروفسورهای جهان نمی‎توانند یک سوسک خلق کنند.
 
***
غلبه بر موانع برخورداری کامل از زندگی‎ست.
 
***
مردم چنان ساده‎لوحند که بجای خواندن چیزهای خوب خواندن چیزهای جدید را ترجیح می‎دهند.
 
***
مردم زندگی خوب و سرگرمی جستجو می‎کنند و نه تعلیم و آموزش.
 
***
آدم هوشمند کسی‎ست که هنگام گفتگو کمتر به آنچه می‎گوید و بیشتر به کسی که با او حرف می‎زند فکر کند. او به محض انجام این کار مطمئن است چیزی نگوید که بعد پشیمانش سازد.
 
***
آنچیز را که معمولاً مردم سرنوشت می‎خوانند، عمدتاً شوخی‎های احمقانه خودشان می‎باشد.
 
***
زیبائی یک توصیه‎نامه سرگشاده است که قلب‎ها را قبل از خواندن از آن خود می‎سازد.
 
***
در مقابل برخی از افراد فقط از یک راه می‎توان هوش خود را به اثبات رساند، به این ترتیب که دیگر با آنها صحبت نکند.
 
***
هر ملتی ملت دیگر را مسخره می‎کند، و همه ملت‎ها حق دارند.
 
***
قالب دقیق کیفی تفکر را سبک گویند.
 
***
اولین قانون برای یک سبک خوب و کافی داشتن چیزی برای گفتن است.
 
***
هر روز یک زندگی کوچک است.
 
***
ببخش و فراموش کن یعنی تجارب با ارزش را از پنجره بیرون انداختن.
 
***
زندگی کوتاه است، و حقیقت دور به نظر می‎آید و زندگی درازی دارد ــ حقیقت را بگوئیم.
 
***
حقیقت وقت دارد، زیرا که عمر درازی دارد.
 
***
فقط تغییر ثابت است.
 
***
هر کس مرز میدان دید خود را مرز جهان می‎داند.
 
***
بعلاوه در جمهوری دانشمندان هم مانند دیگر جمهوری‎هاست: مردم مرد ساده‎ای را دوست دارند که ساکت برود و بیاید و نخواهد از دیگران باهوش‎تر باشد.
 
***
روزنامه‎ها عقربه کوچک تاریخ‎اند.
 
***
آدم هرگز در جهان واقعی مانند جهان اندیشه خوشبخت نیست.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 1:6  توسط سعید از برلین  |