قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
 
من دیگر آنقدر جوان نیستم تا همه چیز را بدانم.
 
***
نباید هرگز به زنی که سن واقعی‎اش را فاش می‎سازد اعتماد کرد. زنی که چنین کاری را می‎کند قادر است همه چیز را لو دهد.
 
***
هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که بتواند گذشته را خریداری کند.
 
***
تراژدی پیری جوان بودن است و نه سالخوردگی.
 
***
باید وقتی برگ‎های برنده را در دست داری منصفانه بازی کنی.
 
***
ما در زمانه‎ای زندگی می‎کنیم که در آن کار زیاد است و  پرورش کم، در زمانه‎ای که مردم از کار و کوشش احمق می‎گردند.
 
***
باید از استدلال‎ها اجتناب ورزید، آنها همیشه مبتذل و اغلب قانع کننده‎اند.
 
***
فقط یک طبقه از جامعه بیشتر از ثروتمندان به پول فکر می‎کند، و این طبقه فقرا می‎باشد. فقیر به چیز دیگری نمی‎تواند فکر کند و این بدبختی فقراست.
 
***
درس دادن به دیگران آسان و به خود اما سخت است.
 
***
نامه‎های خوب مانند دوستان خوبند. آنها اجازه دارند امروز عجله داشته باشند، اما برای فردا باید وقت بگذارند.
 
***
آدم می‎تواند در نیم ساعت به راحتی قضاوت کند که آیا یک کتاب تا اندازه‎ای و یا اصلاً به درد نمی‎خورد.
 
***
کسی که به روش خود فکر نمی‎کند، اصلاً فکر نمی‎کند.
 
***
تنها یک گناه وجود دارد و آن حماقت است.
 
***
این باور کردنی نیست که این همه عاقل در جهان بسیج می‎گردند تا حماقت را به اثبات رسانند.
 
***
مردم کارهای احمقانه را با شریف‎ترین انگیزه‎ها انجام می‎دهند.
 
***
خیلی از انسان‎ها آن تربیت را دارند که با دهان پر صحبت نکنند، اما نگرانی‎ای از اینکه با سر خالی صحبت کنند به خود راه نمی‎دهند.
 
***
ازدواج یعنی دزدیدن آزادی همدیگر با توافق متقابل.
 
***
شوهر ایده‎آل وجود ندارد. شوهر ایده‎آل مجرد باقی می‎ماند.
 
***
خود را دوست داشتن، شروع یک رمانتیک مادام‎العمر است.
 
***
تجربه نامی‎ست که ما به اشتباهات خود می‎دهیم.
 
***
نارضایتی اولین گام برای مؤفقیت است.
 
***
آموزش و پرورش خوب یک ضرر وحشتناک دارد: یک فرد را از افراد بسیاری جدا می‎سازد.
 
***
آدم پس از یک ناهار بسیار عالی مایل است همه را ببخشد.
 
***
آدم در انتخاب دشمنان خود نمی‎تواند بقدر کافی دقت کند.
 
***
پرسیدن همیشه ارزشمند است ــ حتی اگر جواب دادن به آنها همیشه صرف نکند.
 
***
وقتی آدم با خانم جوانی در باره آب و هوا صحبت می‎کند، خانم حدس می‎زند که آدم چیز دیگری بجز آب و هوا در سر دارد. و اغلب هم حدس‎اش صحیح است.
 
***
کسی که به دنبال زنی خوب، باهوش و زیبا می‎گردد، نه فقط یک زن بلکه سه زن را جستجو می‎کند.
 
***
آرایش غلیظ و لباس اندک در نزد خانم‎ها همیشه نشانه‎ای از ناامیدی‎ست.
 
***
دفتر خاطراتی که همیشه با خود به همراه داریم حافظه است.
 
***
وقتی من جوان بودم فکر می‎کردم که مهمترین چیز در زندگی پول است. حالا، در زمان پیری می‎دانم که پول مهمترین چیزهاست.
 
***
چقدر سعادتمندتر می‎توانستند برخی زندگی کنند، اگر خود را مانند مسائل خویش کمتر درگیر مسائل دیگران می‎کردند.
 
***
شرایط آب و هوا در جهنم مطمئناً ناخوشایند است، اما اجتماع آنجا باید جالب باشد.
 
***
ایده‎ای که خطرناک نباشد، سزاوار نیست اصلاً ایده نامیده شود.
 
***
سیاستمداران بخاطر پایداریشان ارزیابی می‎گردند، و متأسفانه به همین خاطر هم بر اشتباهات خویش پای می‎فشرند.
 
***
یک آشنائی که با یک تعریف شروع می‎گردد، تمام چشم‎اندازها را دارد که خود را به دوستی‎ای حقیقی تکامل دهد. این روش درست دوستی‎ست.
 
***
زنان هرگز با تعارف خلع سلاح نمی‎گردند. فقط مردها. این اختلاف میان این دو جنس است.
 
***
ما به دشمنانمان خیلی مدیونیم. آنها از تنبل شدن‎مان جلوگیری می‎کنند.
 
***
بهتر است که آدم را با پرگوئی بکشند تا با سکوت.
 
***
هنر هرگز اجازه محبوب شدن را ندارد. مردم باید هنرمند گردند.
 
***
مردها همیشه می‎خواهند اولین عشق یک زن باشند. ما زن‎ها در این رابطه احساس بیشتری داریم: ما مایلیم آخرین عشق یک مرد باشیم.
 
***
از زمانیکه با شما ملاقات کرده‎ام، شما را بیشتر از هر دختری که پس از ملاقات با شما ملاقات کرده‎ام تحسین می‎کنم.
 
***
مد آنقدر زشت است که هر شش ماه به شش ماه باید آن را عوض کرد.
 
***
مدرن آنچیزی‎ست که آدم خود می‎پوشد. دمده آنچیزی‎ست که دیگران می‎پوشند.
 
***
فرق بین یک فرد مقدس و گناهکار این است که فرد مقدس یک گذشته دارد و فرد گناهکار یک آینده.
 
***
کامل‎ترین نوع هنر موسیقی‎ست: موسیقی هرگز آخرین رازهایش را لو نمی‎دهد.
 
***
این شخصیت‎ها هستند که زمان را به حرکت می‎اندازند و نه اصول.
 
***
وظیفه آن چیزیست که انجام دادنش را ما از دیگران انتظار داریم.
 
***
من مرد جوانی را می‎شناسم که خود را بخاطر خرید تمبر و جواب به تمام نامه‎ها ورشکست ساخت.
 
***
در گذشته از شکنجه استفاده می‎گشت. امروزه از مطبوعات استفاده می‎کنند. و این قطعاً یک پیشرفت است.
 
***
فقط یک چیز بدتر از بد صحبت کردن مردم در باره ما می‎باشد: و آن این است که آنها اصلاً در باره ما حرف نزنند.
 
***
نمایشنامه‎های خیلی بدی وجود دارند که آدم بخاطر خمیازه نمی‎تواند حتی برایشان سوت بزند.
 
***
من ساده‎ترین سلیقه‎ها را دارم. من همواره با بهترین‎ها خشنود می‎گردم.
 
***
معنوییت بخشیدن به رفتار را گفتار نامند.
 
***
زندگی مهمتر از آن است که در باره‎اش صحبت شود.
 
***
چیزی که در باره‎اش حرف زده نمی‎شود، اصلاً اتفاق نیفتاده است. فقط واژه‎ها به چیزها واقعیت می‎بخشند.
 
***
من با کمال میل به تنهائی صحبت می‎کنم ــ این موجب صرفه جوئی در وقت می‎گردد و از اختلافات جلوگیری می‎کند.
 
***
سفر ذهن را پالوده و تمام پیشداوری‎ها را پاک می‎سازد.
 
***
مردمی که انگشت‎شان را می‎سوزانند، از بازی با آتش چیزی درک نمی‎کنند.
 
***
کسانیکه در چیزهای زیبا معنای زیبائی کشف می‎کنند، با فرهنگ‎اند. برای آنها امید وجود دارد.
 
***
تنها چیزهائی که به ما مربوط نمی‎گردند زیبا هستند.
 
***
خوشا به حال کسانیکه چیزی برای گفتن ندارند و دهان خود را می‎بندند.
 
***
گناه را راندن کاری‎ست انسانی، در گناه باقی ماندن عملی شیطانی، از گناه متنفر بودن مسیح‎گونه است و بخشیدن گناه کاری‎ست خدائی.
 
***
استقلال یعنی همه چیز.
 
***
وسوسه‎های وحشتناکی وجود دارند که تسلیم شدن به آنها به نیرو و شجاعت نیازمندند.
 
***
باید به وسوسه‎ها تسلیم گشت. که می‎داند که آنها کی بازمی‎گردند.
 
***
احتیاط چیزی‎ست که ما آن را در نزد دیگران بزدلی می‎نامیم.
 
***
آدم می‎تواند همه چیز را توجیه کند، حتی حقیقت را.
 
***
راز واقعی جهان قابل مشاهده است و نه آنچه نامرئی‎ست.
 
***
من به معجزه معتقد نیستم. معجزه زیاد دیده‎ام.
 
***
همیشه وقتی با من موافقت می‎شود احساس می‎کنم که در اشتباهم.
 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 2:30  توسط سعید از برلین  |