قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد

این یک اشتباه است اگر ما باروت، گازهای سمی و ژنرال‎ها را بعنوان قدرت‎های معنوی به حساب آوریم، گرچه گاهی آنها هم می‎توانند بسیار فعال باشند. در میان این جهانِ دائم متخاصم حفظ صلح و عشق در قلب و بعنوان شاعر همواره مقداری از آن را به دیگران دادن کاریست که سال به سال سخت‎تر می‎گردد و با این وجود باید مدام آنها را از نو آزمود.
 
***
رفتارم نسبت به افراد رسمی و اداری مانند قبل همراه با دندان قرچه است و این را تأسف‎انگیز و مسخره می‎دانم که خلق‎ها هنوز هم با هیجان و زانوی خم کرده اوامر را اجرا می‎کنند، در حالی که خود رژیم‎ها هم نمی‎دانند که چه می‎خواهند و چه باید بخواهند.
 
***
مورچه‎ها هم می‎جنگند، زنبورها هم دولت دارند، همستر هم مال می‎اندوزد.
 
***
مظلوم واقع گشتن و رنج بردن بهتر از ظلم کردن و جامه عمل پوشاندن به آرزوهایمان با کمک وسائل ممنوعه اشتباه است. این چیزها برای ژنرال‎ها احمقانه‎اند‎ و دولتمردان به آنها می‎خندند، اما اینها حقایقی قدیمی و اثبات شده‎اند.
 
***
فقط جنگ مسلحانه بین خلق‎ها نیست که وحشت و پوچی‎شان برایم روشن شده‎ است. هر جنگی، هر نوع خشونت برای منفعت شخصی، هر نوع حقیر شمردن زندگی و سوءاستفاده از همنوعان نیز چنین است. صلح برای من فقط صلح نظامی و سیاسی نمی‎باشد، بلکه منظور من از صلح، صلح هر انسان با خود و با همسایگان خویش و هارمونی یک زندگی معنادار و عاشقانه است.
 
***
انسان‎ها وقتی هیچ ستاره‎ای بالای سرشان نباشد جانوری وحشی‎اند، اما ما اجازه نداریم انحصار حیوان وحشی بودن را فقط به یک ملت بدهیم.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۱ساعت 22:25  توسط سعید از برلین  |