مدیر: بسیار خب، ما امروز بخاطر جشن دوم سپتامبر، روز زدآنتاگ Sedantag اینجا جمع شدهایم. قلب شصت میلیون آلمانی با فکر کردن به اینکه چهل سال پیش در چنین روزی ارتش پیروزمند ما در میدان خونین جنگ مؤفق به پیروزی نهائی گشت به هیجان میاد، پیروزیای که ما را به آنجائی رساند که امروز در آن هستیم. امروز بسیاری از شهروندان با خوشحالی و غرور یاد خویشاوندان خود را که به این پیروزی کمک کردن گرامی میدارن. همونطور که میدونید من هم این افتخار فراموش نشدنی را داشتم که بعنوان یک داوطلب جوان در آن روزهای بزرگ در صف اول مقابل دشمن قرار بگیرم. این خوشبختی بزرگِ شرکت در یک جنگ بخاطر وطن را البته نمیتوان به هر نسلی اعطاء کرد. حتی آن عدهای هم که در زمان جنگ با کارهای صلحآمیز خود به وطنشون خدمت کردن مأموریت بزرگی را انجام دادن. بیش از هر چیز نهاد بسیار خجسته خدمت اجباری نظام وظیفه عمومی برای مردم ما در یک ارتش نیرومند و بالنده نیروی زندهای آفرید که در دوران صلح هم مقاومت اخلاقی و سلامتی جسمانیمان را تضمین میکند. بسیاری از شما متأسفانه بخاطر ضربههای سرنوشت مؤفق به پیوستن به این ارتش نشدید و شانه به شانه با یاران خوشحال و خرسند خود در زیر پرچم ارتش مقاومت نایستادید. اما من همیشه تا حد امکان سعی کردم به جای آن چیزهای ارزشمندی که شما از دست دادهاید به شما در این بازداشتگاه آموزش و افق جدیدی نشون بدهم. بعضی از شماها که قبل از آمدن به اینجا هنوز نمیتوانست بین یک گروهبان و یک ژنرال فرق بگذارد، مطمئناً بعد از دوران بازداشت اینجا رو به بعنوان فردی که البته خدمت نظامی نکرده اما آشنا با ماهیت و انضباط ارتش آلمانمان است ترک میکنه. و این آدم رو قادر خواهد ساخت که در زندگی غیر نظامیش، هرچقدر هم که بخواهد در ابتدا مشکل باشد به خود اعتماد کند. حالا اما دوباره به مناسبت تاریخی جشن امروزمون برمیگردیم. همونطور که میدونین در آن زمان به من اجازه داده شد که در حملات مهم شرکت داشته باشم، عملیاتی که البته نتیجه نهائی را به بار نیاورد، اما حداقل به آن کمک کرد. ژنرال پیاده نظام از تان Tann فقط با سه لشگر قوی جنگده ارتش به فرماندهی ژنرال فرانسوی به نام بولونژه Boulanger در مقابلم قرار داشت. عملیات ما توسط توپخانه سپاه سوم و لشگر تازه تأسیس سواره نظام از بایرن به فرماندهی ژنرال شاهزاده دونرسمارک Donnersmarck حمایت میشد. امیدوارم که قدرت و طبقهبندی نیروهای مختلف نظامی براتون روشن و آشنا باشه. بولکه Bulcke شما بگید که ساختار یک سپاه ارتش چگونهست؟
بولکه جوان بلند قد و با دستانی بسیار بزرگ با صدائی ضعیف: سپاه یک ارتش از دو لشگر پیاده نظام تشکیل میشه، هر لشگر خودش به دو تیپ پیاده نظام تقسیم میشه، که یکیش تیپ سواره نظام است و دیگری تیپ توپخانه. تیپ خودش تشکیل میشه ...
مدیر: با تشکر از شما، مشخصه که شما سرباز بودید. یک هنگ پیاده نظام از چند گروهان تشکیل شده؟ پودریسکی Pudritzki!
پودریسکی جوان کوچک اندام، با ریش بلند و درهم و لهجه لهستانی: مختلفه آقای مدیر.
مدیر: پرت و پلا نگید! شما هرگز اینو یاد نمیگیرین، بشینید. چه کسی جواب سؤالو میدونه؟