قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
امروز دلش شاد بود، مدام در آینه به چهره زیباتر شده‏اش می‏نگریست و به خود می‏گفت:
وقتی که ترس دور می‏شه، قشنگی از راه می‏رسه.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 23:27  توسط سعید از برلین  |