این فکر که جای دادن یک قطعه سوئیس Schweiz یا تریول Triol و یا دریای شمال Nordsee یا جنگل سیاه Schwarzwald در خود خیلی سادهتر و راحتتر از بدست آوردن تخیل جامدی از فلورانس یا سیهنا Siena میباشد کاملاً اشتباه است. مردمی که از فلورانس چیزی بیشتر از برج پالاسو وکیو Palazzo vecchio و گنبد کلیسای جامع در خاطرشان باقی نمیماند، از شلیرزه Schliersee هم فقط طرحی از وندِلشناین Wendelstein و از لوسرن Luzern فقط تصویری از پیلاتوس Pilatus و مهای از رنگ آبی دریا با خود میبرند در کمتر از چند هفته صاحب همان روح فقیری میگردند که قبلاً داشته بودند. طبیعت هم خود را مانند فرهنگ و هنر خیلی کم جلوی پای کسی میاندازد و قبل از آنکه پرده از روی برکشد و خود را از آن شهرنشین آموزش ندیده سازد از خودگذشتگیای بیپایان از او طلب میکند.
زیباست مسافرت کردن با قطار یا در واگن پست و زیباست سراسر ریویرا Riviera را از ژنو Genua تا لیوورنو Livorno راندن یا در لاگونه Lagune با کشتی از ونیز Venedig به سمت چیوجا Chioggia بر آب راندن. اما یک مالکیت مطمئن از چنین برداشتهائی به ندرت باقی میمانند. فقط انسانهای دقیق و کاملاً فاضل و ممتاز قادرند مشخصه یک چشمانداز وسیع را به هنگام عبور درک و ثبت کنند. برای بقیه اما فقط یک تصور همگانی از نسیم دریا، رنگ آبی آب و طرحی از ساحل کنار دریا باقی میماند، و اینها هم بزودی مانند خاطره تصویری از یک تئآتر محو خواهند گشت. تقریباً تمام مسافرین شرکتهای محبوب مسافرتی دریای مدیترانه دارای چنین وضعیاند.
آدم نباید خواهان دیدن و شناختن همه چیز باشد. کسی که با دقت کافی از دو کوه و درههای کوههای آلپ در سوئیس عبور کرده باشد، سوئیس را بهتر از کسی که با یک نقشه تمام کشور را در زمانی برابر گشته است میشناسد. گرچه من پنج بار در لوسرن و ویتسناو Vitznau بودم اما هنوز مؤفق به درک و ثبت فیروالداستترزه Vierwaldstättersee نگشته بودم، تا اینکه یکه و تنها در قایقی هفت روز را بر رویش گذراندم، بر هر مردابی راندم و هر دیدگاهی را آزمودم. از آن زمان به بعد میتوانم در هر ساعت دلخواهی، بدون عکسها و کارت پستالها کوچکترین قسمتهای آنجا را خطاناپذیر تجسم کنم و دوباره دوستشان بدارم و از آنها لذت ببرم: فرم ساحلها را، قامت و بلندی کوهها را، تک تک روستاها با برج کلیسا و بنادر را و رنگها و انعکاس آب در ساعتهای مختلف روز را. بر اساس این تصور واضح روحی بود که برایم امکان پذیر گشت تا بتوانم انسانهای آنجا را هم درک کنم، رفتارها و لهجههای محلی روستاهای ساحلی، چهرههای معمولی و نامهای خانوادگی، ویژگی و تاریخ تک تک شهرهای کوچک و لهجهها را از هم تشخیص داده و بفهمم.