قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
چند لحظه پیش با پیامک قشنگ‏اش سطلی پر از رنگ‏های شب‏تاب به شب‏ام افشاند:
تشویق ِ امروزت جانی تازه در روحم دمید. به این خاطر شعر "گفتگو با ماه" را برای تو می‏سرایم، باشد که شب‏ات با آن روشن گردد و ستاره‏ها بتوانند تو را راحت نظاره کنند.
 
گفتگو با ماه.
 
ای عشق،
مدت‏هاست که ترکم کردی،
سایه‏ات اما هنوز پیش من است.
 
برایش نوشتم:
زیبائی شعرت واقعاً شگفت‏زده‏ام کرد، و تو مرا با آن ثروتمندتر ساختی. همیشه شاعر باشی.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت 22:46  توسط سعید از برلین  |