قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
امروز پیش‏دستی کردم و قبل از او برایش اس ام اس فرستادم:
از صبح تا حالا به چند نفر گفتی که دوست‏شون داری یا بهشون این رو نشون دادی؟ اگه این کار رو نکردی، سعی کن تا شب از راه نرسیده انجامش بدی. اگه جلوی ضرر رو همون جلوی در بگیری و اجازه داخل شدن بهش ندی، خیلی بهتره تا اینکه داخل کافه بشه و میز و صندلی‏ها رو بشکونه.
 
به جای اس ام اس نوشتن، بعد از چند دقیقه تلفن کرد و با دل‏خوری گفت:
این کار تو اصلاً درست نیست، من اول باید برات اس ام اس می‏فرستادم!
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ساعت 18:25  توسط سعید از برلین  |