قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
بر هرگونه امید به پاداش چشم ببند (4)
 
   صرفنظر از هرگونه امید به پاداش تا اندازه‏ای با عنوان کتاب قبلی‏ام حکمت گریزناپذیر The Wisdom of No Escape ربط دارد. <گریز ناپذیر> به ما پی در پی لحظه اکنون را هشدار می‏دهد، و لحظه اکنون دقیقاً همان چیزیست که باید باشد، بی‏تفاوت از اینکه ما در چه حالتی هستیم یا در این لحظه چه فکر می‏کنیم. این دقیقاً اصل مطلب است.
   فرقی نمی‏کند که آیا آدم آموزش مراقبه را از سنت تروادا Theravada، ذن Zen یا واجریانا Vajrayana فراگرفته باشد، آموزش پایه‏ای این است که آدم برای لحظه اکنون باید همیشه گوش به زنگ باشد. آنچه به ما گفته نمی‏شود این است که می‏توانیم خودمان لحظه اکنون باشیم، همان خودی که ما با او گاهی اصلاً نمی‏توانیم کنار بیائیم. دقیقاً برای همین هم باید بیدار شویم.
   هنگامی که یکی از حاکمین چین از بودهیدهارما Bodhidharma (کسی که آئین بودا را از هند به چین برده بود) پرسید که "شناخت" چیست، او جواب داد: "فضای بسیار، هیچ چیز مقدس". مراقبه کار مقدسی نیست. به همین جهت هیچ چیز از آنچه که ما فکر یا احساس می‏کنیم نمی‏توانند در رده <گناه> طبقه بندی شوند. هیچ چیز از آنچه ما فکر و یا احساس می‏کنیم نمی‏توانند به عنوان <بد> توصیف گردند. هیچ چیز از آنچه ما فکر و یا احساس می‏کنیم نمی‏توانند <اشتباه> باشند. همه آنها مفید و مواد اولیه آبدارند _ کود هستند برای بیداری، برای شناخت. و <شناخت> هنر در لحظه‏ی اکنون زندگی کردن می‏باشد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۰ساعت 23:56  توسط سعید از برلین  |