قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
اشعار مربوط به "از یک کتاب درسی برای شهرنشینان".
 
 
یک
 
شهرها برای تو ساخته شده‏اند. آنها با خوشحالی انتظار تو را می‏کشند.
درب خانه‏ها باز ِ باز است.
غذا آماده و روی میز قرار دارد.
 
از آنجائی که شهرها بسیار بزرگند
برای آنهائی که نمی‏دانند چه بازی می‏گردد،
نقشه‏هائی از سوی کسانی که با بازی آشنا می‏باشند طراحی شده است
از روی این نقشه‏ها می‏شود به آسانی فهمید،
که چگونه می‏توان از نزدیک‏ترین مسیر به هدف رسید.
 
چون آنها آرزوهای شما را دقیقاً نمی‏شناختند
البته هنوز منتظر پیشنهادات شما برای بهتر شدن نقشه‏ها هستند.
اینجا و آنجا
شاید هنوز کاملاً مطابق میل شماها نباشد
اما آنها خیلی سریع عوض خواهند گشت
بدون آنکه شماها مجبور به تحمل کوچک‏ترین زحمتی گردید.
 
کوتاه: شماها می‏آئید
نزد بهترین دست‏ها. همه چیز از مدت‏ها قبل آماده گردیده است.
فقط کافی‏ست که شماها بیائید.

http://www.youtube.com/watch_popup?v=fDPTWIWDNqg&NR

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۰ساعت 13:25  توسط سعید از برلین  |