قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
آنکه من دوستش می‏دارم
به من گفت
که به من محتاج است.
 
از این رو
من از خود مراقبت می‏کنم
دقت می‏کنم از کدام مسیر می‏گذرم
و از هر قطره باران می‏ترسم
نکند قادر به زدن و کشتنم باشد.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۰ساعت 20:46  توسط سعید از برلین  |