در باره سالخوردگی.(2)
اما این فقیرانه و غمناک است اگر فقط خود را به این روند انهدام تسلیم گردانده و نبینیم که سالخوردگی نیز فواید، امتیازات، چشمههای تسلی و خوشیهای خود را دارد. هنگامیکه دو فرد پیر همدیگر را ملاقات میکنند، نباید فقط از نقرس لعنتی، از اعضای بیحس گشته و نفس تنگی خود در وقت بالا رفتن از پله حرف بزنند، آنها نباید فقط رنجهایشان و خشمهایشان را رد و بدل کنند، بلکه همچنین از ماجراها و تجربههای شاد و تسلیبخش خود که کم هم نیستند میتوانند حرف بزنند.
وقتی من این سوی مثبت و زیبای زندگی سالخوردگان را به یاد میآورم و اینکه ما مو سفیدان منبعی از نیرو، از صبوری، و شادی را نیز میشناسیم که در زندگی جوانان نقشی بازی نمیکنند، بعد به خود حق نمیدهم که از تسلاهای دین و کلیسا صحبت کنم. این کار مربوط به کشیش است.