قصّه و شعر گاهی شوخی‌‏ست، گاهی هم بافنده‌‏ای بازی‏گوش در خیالم که راست و دروغ را به هم می‏‌بافد
 
کار کنید، طوریکه انگار به پول محتاج نیستید،
عشق بورزید، طوریکه انگار تا حال از سوی کسی زخم برنداشته‎اید،
برقصید، طوریکه انگار کسی شما را نمی‎بیند،
آواز بخوانید، طوریکه انگار کسی آن را نمی‎شنود،
زندگی کنید، طوریکه انگار بهشت بر روی زمین است.
 
(ترجمه کار شاعری که نامش هنوز برایم ناآشناست.)
 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 0:43  توسط سعید از برلین  |